استاد چت چت رومی برای همه استاد گپ|استاد چت|استادگپ|استادچت|لیس گپ|عشق گپ استاد گپ|استاد چت|استادگپ|استادچت|لیس گپ|عشق گپ .

استاد گپ|استاد چت|استادگپ|استادچت|لیس گپ|عشق گپ

پیام تسلیت درگذشت | آگهی و بنر ترحیم

در این بخش  استاد گپ  به درخواست بازدیدکنندگان پیام های تسلیتی جهت اعلامیه ترحیم، پیامک یا شبکه های اجتماعی آماده نموده ایم. آرزوی عمری بلند همراه با سلامتی برای شما عزیزان داریم.

 

با کمال تأسف باخبر شدیم (…….) دار فانی را وداع گفت
این مصیبت را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت عرض می نماییم و از خداوند متعال برای متوفی طلب مغفرت و برای خانواده محترمشان صبر جمیل مسئلت می نماییم


مرگ هر موجود زنده بجز خالق یکتا و فنای دنیا؛
خاموش شدن این شمع نورانی را خدمت خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می کنم
از خداوند یکتا رفع درجات آن بزرگوار دربهشت أعلا و مزید فضل و رحمت پروردگار بی همتا برایشان و طول عمر بازمانگان آن مرحوم همراه با سلامتی و حسن عاقبت شان خواهانم


(( انا لله و انا الیه راجعون ))

در اینجا لازم است از طریق این رسانه این مصیبت دردناک را خدمت خانواده آن عزیز و دیگر بستگان تسلیت گفته و آرزوی مغفرت و آمرزش برای مرحوم و صبر جزیل برای بستگان وی از درگاه خداوند متعال مسئلت نماییم

روحش شاد و یادش گرامی باد


در کمال تأسف باخبر شدیم (…..) دار فانی را وداع گفت
این ضایعه بزرگ را به خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می نماییم و از خداوند متعال برای ایشان  طلب مغفرت کرده و برای خانواده محترمشان صبر جمیل مسئلت می نماییم


انالله و انا الیه راجعون
خبردار شدیم که (……) به رحمت خدا رفت
آرزو میکنیم که وسعت صبر خانواده ی این دوستان عزیز به اندازه ی دریای غمشان باشد
با هم دعا کنیم تا خداوند بزرگ روح عزیز از دست رفته را قرین رحمت کند و خوب از این میهمان جدید پذیرایی کند


خبردرگذشت (…..) عزیز چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می‌نشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست خداوند قرین رحمتش فرماید


از شنیدن خبر فوت(…..) بسیار متاثر شدم بنده این واقعه دردناک رو خدمت شما وخانواده محترم تسلیت عرض می کنم واز درگاه خداوند متعال برای جنابعالی صبر مسالت دارم مارو هم در غم عزیز از دست رفته تان شریک بدونید


کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام  ضایعه درگذشت مادر مهربان و مومنتان را از صمیم قلب تسلیت عرض می کنم خداوند متعال روح پاکش را با سرورش فاطمه زهراء محشور نماید و به بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید


کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام  ضایعه درگذشت پدر مهربان و مومنتان را از صمیم قلب تسلیت عرض می کنم خداوند متعال روح پاکش را با مولایش علی (ع) محشور نماید و به بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید


فقدان جانگداز درگذشت (…..) را به خانواده محترمشان تسلیت عرض می نماییم


در غم از دست دادن عزیزان به سوگ نشستن صبری میخواهد عظیم ، برای شما و خانواده محترمتان صبر و شکیبایی و برای آن عزیز در گذشته غفران و رحمت واسعه الهی را خواستارم .


جناب….
فقدان ….بزرگوارتان ما را نیز اندوهگین ساخت. غفران و رحمت الهی برای آن عزیز از دست رفته و سلامتی و طول عمر با عزت برای جناب عالی از پروردگار متعال خواهانیم.


همسفر در راه ماند..زندگی سخت است…لیک..در سفر باید بود…همراهتان از سفر ماند سیلی سهمگین باور شاید نه ..سختی راه را مینماید که بایستی تنها رفت صبری باید تا آرامشی زاید
ترک یارتان بر شما تسلیت باد


درود
تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما
از خداوند صبر برای شما و خانواده محترم خواهانم
امیدوارم که غم آخر زندگیتان باشد


اندوه ما در غم از دست دادن ان عزیز بزرگوار در واژه ها نمیگنجد تنها میتوانیم از خداوند برایتان  صبری عظیم و برای آن مرحوم روحی شاد و آرام طلب کنیم


درگذشت (…..) گرامیتان را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض میکنم و آرزوی صبر و سلامتی برایتان دارم
از خداوند منان خواستاریم که به شما صبرعطا نماید


مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این ، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت
درگذشت ….. گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .


جناب آقا/ خانم ….. اندوه بی پایان ما از این واقعه دردناک قابل وصف نیست
مصیبت وارده به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض مینمایم


درگذشت (…..) چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می‌نشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست. این ماتم جانگداز را به،خانواده محترم تان صمیمانه تسلیت عرض نموده و برای آنان صبر و اجر و برای آن عزیز سفرکرده علو درجات طلب می‌کنم.


تحمل سوگ فقدان( مادر-پدر-برادر-همسر-خواهر-فرزند)  صبری الهی را میطلبد ما را در این غم سترگ و جانکاه شریک بدانید


بانهایت تاسفدر گذشت (…..) گرامیتان را تسلیت عرض نموده واز خداوند متعال برای آن مرحومه رحمت وغفران وبرای شما طول عمر مسئلت دارم.


انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید»
درگذشت ( …..) گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .


ضایعه در گذشت(…..) گرامیتان را خدمت شما و خانواده محترم تسلیت عرض نوده برای آن عزیر علو درجات الهی را مسئلت میداریم


خداوند شما را اجر صابرین دهد که حضرتش فرمود:و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون. عرض تسلیت حقیر را بپذیرد.


از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت واسعه و برای جنابعالی و خانواده محترم صبوری و شکیبایی مسئلت می نمایم.
خداوند قرین رحمتش فرماید


از درگاه خداوند سبحان برای آن مرحومه غفران و رحمت الهی و برای حضرتعالی و دیگر سوگواران صبر و شکیبایی مسئلت می نمایم .


انگار ملائک تو را میان بوسه هایی که برای خدا فرستادم دزدیدند. عطر برگ های لیمو ، درخت توت ، کنار گارم زنگی و زیتون و میوه های کال درخت انبه باغ ها را چه زود به فراموشی سپردی؟!
چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی.
همه را می بینم اما جزء تو که خاطره ای شدی ماندگار برای قلب هایی که منتظرت هستند.
گناه آسمانی که تورا به آغوش کشید و باخود برد را هرگز نخواهیم بخشید تو میان بودنت و یادت ، یادت را برایمان گذاشتی و بودنت را افسانه ساختی.


حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد ، عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد ، گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی ، یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد


گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد. شقایق هست تو نیستی چه باید کرد


از آبشار پرسیدم کیستی ؟ گفت اشک کوه ، گفتم از چه می نالی؟ گفت از جدایی دوست!


ای کاش گذر زمان در دستانم بود: آنوقت لحظه های با تو بودن را آنقدر طولانی میکردم که برای بی تو بودن دیگر وقتی نمیماند


من امشب از فراق یار میگریم بسان عاشقان زار میگریم ، رفیق نیمه راه شد یار دیرینم ، دلم افسرده است بسیار میگریم


مرگ حقه ، حق همیشه پا برجا. پس هیچ وقت حق رو که همیشه پابرجاسات رو فراموش نکن.


زدم فریاد خدایا این چه رسمی است ، رفیقان را جدا کردن هنر نیست ، رفیقان قلب انسانند خدایا ، بدون قلب چگونه می توان زیست


ز هجران تو پرپر می زند دل ، ز دل تنگی به هر در می زند دل ، چو بلبل در فراق رویت ای گل ، به دیوار قفس سرمیزند دل


شبی از سوز دل گفتم قلم را ، بیا بنویس غم های دلم را ، گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این همه غم را


یه لحظه دلم خواست صدایت بکنم ، گردش به حریم با صفایت بکنم ، آشوب دلم به من چنین فرمان داد در سجده بیفتم و دعایت بکنم


امروز را برای بیان احساس به عزیزت غنیمت شمار ، شاید فردا احساسی باشد اما عزیزی نباشد.


ارزش بودنت را همیشه از اندیشه یک لحظه نبودنت میتوان فهمید!


امروز اومده بود دیدنم ، با یه نگاه مهربون ، همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد. گریه کرد و گفت دلش واسم تنگ شده. وقتی رفت ، سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود


شب است و آسمان را غم گرفته / سکوتم با نگاهش دم گرفته / شب است و کهکشانی در کنارم / ولی از دوریت من بیقرارم


امشب این خانه عجب حال و هوایی دارد. گپ زدن با در و دیوار صفایی دارد. همه رفتند از این خانه بجز غم ، باز این یار قدیمی چه وفایی دارد


من آن شمعم که شبها در شبستان تو میسوزم ، به ظاهر شاد و در باطن ز هجران تو میسوزم


زندگی کن!
حتی اگر بهترینهایت را از دست دادی. چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر برایت میسازد


برچسب: پیام تسلیت درگذشت، آگهی و بنر ترحیم،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۰۴:۰۶:۲۱ توسط:استادگپ موضوع: نظرات (0)

سخنان زیبای مرحوم حسین پناهی

 

 

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم ، پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم
حسین پناهی

 

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک می کنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندکی سکوت…
حسین پناهی

 

درختان می گویند بهار
پرندگان می گویند ، لانه
سنگ ها می گویند صبر
و خاک ها می گویند مصاحب
و انسان ها می گویند «خوشبختی»
امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ،
در طلب نور !
ما نه درختیم
و نه خاک .
پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ،
باید در حریم خودمان جستجو کنیم …
حسین پناهی

 

کهکشانها کو زمینم؟
زمین کو وطنم؟
وطن کو خانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادر کو کبوترانم؟
من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ، ای زمان؟…
حسین پناهی

 

در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام ‚ کجا
ندیده ای مرا ؟
حسین پناهی

 

نیم ساعت پیش ،
خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ،
آواز که خواند تازه فهمیدم ،
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام !
حسین پناهی

 

ما چیستیم ؟!
جز ملکلولهای فعال ذهن زمین ،
که خاطرات کهکشان هارا
مغشوش میکند!
حسین پناهی

 

بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی
چرا ؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان
که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه
حسین پناهی

 

و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم
حسین پناهی

 

شب در چشمان من است
به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشم های من است
به چشمهایم نگاه کن
پلک اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
حسین پناهی

 

می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … !
از همان زمانیکه جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “
فهمیدم
پای ” او ” در میان است …

 

اجازه … ! اشک سه حرف ندارد … ، اشک خیلی حرف دارد!!!

 

 

با اجازه محیط زیست در دریا دکل می کاریم
ماهی ها به جهنم ! کندوها پر از قیر شده اند
زنبورهای کارگر به عسلویه رفته اند ، چه سعادتی !
داریوش به پارس می نازید ، ما به پارس جنوبی !

 

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .

 عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ی زمین، شــانه های پـدر بــود …

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!

 

 این روزها به جای” شرافت” از انسان ها

 فقط” شر” و ” آفت” می بینی !

 

  راســــــتی،

دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام…!

“حــــال مـــن خـــــــوب اســت” … خــــــوب خــــوب

 

می‌دونی”بهشت” کجاست ؟

یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب !

بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری…

 

 وقتی کسی اندازت نیست

 دست بـه اندازه ی خودت نزن…

 

این روزها “بــی” در دنیای من غوغا میکند!

بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،

بــی‌دل ، بـی‌ریخت، بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا

بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام

،بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح

، بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان

بــی‌تو بــی‌تو بــی‌تو……

 

ماندن به پای کسی که دوستش داری

 قشنگ ترین اسارت زندگی است !

می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما

 بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند …

 

می دانی

یک وقت هایی باید

روی یک تکه کاغذ بنویسی

تـعطیــل است

و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال ســوت بزنی

در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که

پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویـی

بگذار منتـظـر بمانند !!!

 

  مگه اشک چقدر وزن داره…؟

که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم…

 

 من اگه خـــــــــــــــــــدا بودم …

 یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم

 ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــها نمونده باشه …

و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!!!!

  

این جهانی که همش مضحکه و تکراره

تکه تکه شدن دل چه تماشا داره

” حسین پناهی “

 

 

همچنین موارد زیر را ببینید: 

زندگینامه حسین پناهی

عکس هایی از حسین پناهی


برچسب: سخنان زیبای مرحوم حسین پناهی،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۰۲:۰۵:۱۶ توسط:استادگپ موضوع: نظرات (0)

جملات قصار دکتر شریعتی

چه بسا تلاش کننده ای که به زیان خود می کوشد 
هرکس پرحرفی کند یاوه می گوید و آن کس که بیندیشد آگاهی یابد

——————————–

به من بگو: نگو! ……………. نمی گویم

اما نگو : نفهم! که نمی توانم

من می فهمم

——————————–

خدایا!

به من توفیق عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت

و دوست داشتن بی آنکه عشق بداند را عطا کن

——————————–

عشق در اوج اخلاصش به ایثار رسیده و در اوج ایثارش به قساوت.

——————————–

من هرگز نمی نالم!

قرنها نالیدن بس است… می خواهم فریاد بزنم

اگر نتوانستم

سکوت می کنم

——————————–

خدایــــــــــا سرنوشت مرا خیر بنویس
تقدیری مبارک
تا هرچه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم

——————————–

دوست داشتن کسی که لایق محبت نیست اسراف محبت است

——————————–

نامم را پدرم انتخاب کرد و نام خانوادگیم را یکی از اجدادم” دیگر بس است! سرنوشتم را خودم انتخاب می کنم

——————————–

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است .

وگرنه هر ماهی مرده ای هم

می‌تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.

——————————–

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

——————————–

دنیا را بد ساخته اند …

کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی‌دارد …

کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی‌داری …

اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد …

به رسم و آئین هرگز به هم نمی‌رسند …

و این رنج است

——————————–

آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست

خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند

اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک خواستن مطلق شویم و

اگر با هجوم و حمله‌های صادقانه و سرشار

از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

——————————–

خداوندا
از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدار
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می‌دارم
می‌گویند:
فراموشش کن

——————————–

خدایا به من زیستنی عطا کن
که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است
حسرت نخورم
و مردنی عطا کن
که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

——————————–

خدایا من در کلبه حقیرانه خود کسی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری
منچون تویی را دارم
وتو چون خود نداری

——————————–

پروردگارا به من تو فیق عشق بی هوس،

تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما

——————————–

… نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

… نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

… ولی بسیار مشتاقم

… که از خاک گلویم سوتکی سازد

… گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

… تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

…. و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

… تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را 

——————————–

به من بگو نگو ، نمیگویم ،

اما نگو نفهم ، که من نمی‌توانم نفهمم ، من می‌فهمم .

——————————–

روزی که بود ندیدم….روزی که خواند نشنیدم
روزی دیدم که نبود….روزی شنیدم که نخواند

——————————–

خدایا به من توفیق تلاش در شکست
صبر در نومیدی
عظمت بی نام دین بی دنیا
عشق بی هوس عطا کن

——————————–

سرمایه‌های هر دلی حرف‌هایی است که برای نگفتن دارد.

——————————–

من هرگز نمی‌نالم…

قرنها نالیدن بس است…

میخواهم فریاد بزنم…!

اگر نتوانستم سکوت میکنم….

——————————–

همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا به سوی آنجا که بتوانی انسانتر باش
و از انچه که هستی و هستند فاصله بگیری این رسالته دائمی‌توست

——————————–

خداوندا به هر کس که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هر کس که دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.

——————————–

هر انسان کتابی است در انتظار خواننده اش.

——————————–

انها(دشمنان)از فهمیدن تو می‌ترسند.از گاو که گنده تر نمیشوی می‌دوشنت و از اسب
که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از خر که قوی تر نمیشوی بارت میکنند. انها از
فهمیدنتو میترسند.

——————————–

ارزش انسان به اندازه حرف‌هایی هست که برای نگفتن دارد.

——————————–

اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.

او جانشین همه نداشتن‌هاست.نفرین و آفرین‌هابی ثمر است.

اگر تمامی‌خلق گرگ‌های‌هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو

تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی !

تو میتوانی جانشین همه بی پناهی‌ها شوی.

——————————–

عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که :
عشق زاییده تنهایی است…. و تنهایی نیز زاییده عشق است…
تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد …. کسی در پیرامونش نباشد!
اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست!
برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند…
و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛
در انبوه جمعیت نیز تنهاست ……
کتاب نیایش

——————————–

خدایا : «چگونه زیستن »را به من بیاموز ،« چگونه مردن» را خود ، خواهم دانست .
خدایا : رحمتی کن تا ایمان ، نام ونان برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را؛ وحتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.
تا از آنها باشم که پول دنیا می‌گیرند وبرای دین کار می‌کنند ؛ نه آنها که پول دین می‌گیرند وبرای دنیا کارمی‌کنند .

——————————–

باور نمی‌کنم

هرگز باور نمی‌کنم که سال‌های سال همچنان زنده ماندنم به طول انجامد.

یک کاری خواهد شد.

زیستن مشکل است و لحظات چنان به سختی و سنگینی بر من گام می‌نهند

و دیر می‌گذرند که احساس می‌کنم خفه می‌شوم. هیچ نمی‌دانم چرا؟

اما می‌دانم کس دیگری در درون من پا گذاشته است و اوست مرا چنان بی طاقت کرده است. احساس

می‌کنم دیگر نمی‌توانم در خود بگنجم و در خود بیارامم و از بودن خویش بزرگتر شده ام

و این جامه بر من تنگی می‌کند. این کفش تنگ و بی تا بی قرار!

عشق آن سفربزرگ! آه چه می‌کشم!

چه خیال انگیز و جان بخش است این جا نبودن.

——————————–

معشوق من چنان لطیف است
که خود را به « بودن » نیالوده است
که اگر جامه ی وجود بر تن می‌کرد
نه معشوق من بود . . .

——————————–

چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی‌تواند سرش کلاه بگذارد…

این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست.

و چاره ایی دیگر پیدا نیست و من «چنین کردم» اما «چنین نبودم» و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می‌کرد.

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می‌کند پرهایش سفید می‌ماند، ولی قلبش سیاه میشود.

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

——————————–

دل‌های بزرگ و احساس‌های بلند، عشق‌های زیبا و پرشکوه می‌آفرینند

——————————–

اما چه رنجی است لذت‌ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی‌ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

——————————–

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم

که با هر نفس گامی‌به تو نزدیک تر میشوم .

این زندگی من است

——————————

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.

وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.

وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.

وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است

.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.

دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

——————————–

گر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

 


 


برچسب: جملات قصار دکتر شریعتی،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۰۱:۵۶:۱۱ توسط:استادگپ موضوع: نظرات (0)

جملات بسیار زیبا

اگر کسی را نداشتی که به او فکر کنی به اسمان بیندیش زیرا درآن کسی هست که به تو می اندیشد

………………………………………………………………..

گذشته دیگر وجود ندارد و آنچه در آینده ی نزدیک است خداست

………………………………………………………………..

انسان کیست جز موجودی نگران،برخاسته از زمین وآرزومند اختران آسمان

………………………………………………………………..

همیشه خاک گلدونی باش که وقتی سرش به اسمون رسید یادش نره ریشه کجاست

………………………………………………………………..

در آسمان خویش جستجو گر ستاره ای بودیم بی پایان که تحقق بخشیم خواسته هایمین را و یافتیم آنچه را میخواستیم

………………………………………………………………..

کسی که بهشت را بر زمین نیافته است

آن را در آسمان نیز نخواهد یافت

………………………………………………………………..

خانه ی خدا نزدیک ماست


برچسب: جملات بسیار زیبا،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۰۱:۳۸:۴۳ توسط:استادگپ موضوع: نظرات (0)

حرفهای جالب جملات انرژی بخش جذاب مثبت اردیبهشت 99

حرفهای جالب جملات انرژی بخش جذاب مثبت اردیبهشت 99

.
گاهی مثل باران باید بارید گاهی نرم و گاهی تند
و گاهی خیس باید کرد گلبرگهای زیبای برون را
و گاهی باید شکست شاخه های زاید خشکیده را
تا سبز شوند جوانه ها
و بخوانند ترانه ها زیر قطرات نم نم باران
گاهی مثل باران
باید بخشید ترانه زندگی را
تا عاشقی کنند پروانه ها
.
حرفهای جالب جملات انرژی بخش جذاب مثبت اردیبهشت 99
.
افکار و تصاویر ذهنی ما قطعات کوچکی از پازل آینده هستند
هر ایده و تفکر مثبت،کامل کننده قسمتی از تابلو فردای ماست
پس مراقب افکارمان باشیم و مثبت بیاندیشیم

.
.
بیا باور کنیم دنیا هنوز هم مثل شب زیباست
زمینش هست، خدایش مهربان با ما
چقدر از غم سرودیم و چقدر با غصه سرکردیم
رهایش کن، کمی بگذر
بیا باور کنیم دنیا، برای زندگی زیباست
.

حرفهای جالب جملات انرژی بخش جذاب مثبت اردیبهشت 99

.
برای شاد بودن، باید آنچه تمام شده است را رها کنید
برای آنچه مانده است شکرگزار باشید
برای آنچه که قرار است بیاید اشتیاق داشته باشید
.
.
حالا هی از این سو غلت بخور به آنسو
حالا هی فکر و خیال کن
با غصه خوردن و دلشوره گرفتن هیچ چیز درست نمیشود رفیق
باور کن فلسفه دنیا
قصه همان درویشی است که وقتی از او خواستند زندگی را معنا کند، خورجینش را زیر سر گذاشت و خوابید و دیگر بیدار نشد
نمان در گذشته
خاطرات را رها کن
جلو جلو هم ندو که از نفس می اُفتی
حال را دریاب تا حالت خوب باشد
چایت را دم کن
صدای موسیقی را کمی بلند
بایست مقابل پنجره
عمیق نفس بکش و فکر کن به هیچ چیز
به هیچ چیز فکر کن
انقدر سخت نگیر رفیق
انقدر سخت نگیر
(علی سلطانی)
.

حرفهای جالب جملات انرژی بخش جذاب مثبت اردیبهشت 99

.
خودت رو با زیبایی های محیط زندگیت درگیر کن
لذت های زندگیت رو جدی بگیر
هر روزی که دوباره بتونی آفتاب رو ببینی و نفس بکشی
روز شانس توست
.

حرفهای جالب جملات انرژی بخش جذاب مثبت اردیبهشت 99

.
پیرشدن به سن نیست
به این است که ورزش نکنی، کتاب نخوانی
عاشق نشوی، هدیه ندهی
محبت نکنی، مهمانی نروی
پیری به سن نیست
به کیفیت دل است
.

حرفهای جالب جملات انرژی بخش جذاب مثبت اردیبهشت 99

.
برقص پیش از آن که پروانه ها خاطره گل های پیراهنت را
برای شکوفه های پلاسیده تعریف کنند
و حریر نازک دامنت را دست های زبر زندگی نخکش کند


برچسب: حرفهای جالب جملات انرژی بخش جذاب مثبت اردیبهشت 99،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۲۲ توسط:استادگپ موضوع: نظرات (0)